شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۲
تحلیل معلمِ انقلاب از وحدت مردم؛ نسبت اتحاد ملی و اتحاد مذهبی

حوزه/ اصل اولی در زندگی بشر اختلاف است، زیرا هرکس دنبال منفعت شخصی خود است. عوامل ثانوی مانند منافع مشترک یا دشمن مشترک، انسانها را همکار می‌کند نه هم‌روح. اما عاملی که واقعاً افراد را همدل و هم‌روح می‌کند و آن‌چنان ایثار ایجاد می‌نماید که دیگری را بر خود مقدم می‌دارند، ایمان الهی است که نمونه آن را تاریخ در میان هم‌ایمانان نشان داده است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، به مناسبت سالروز شهادت استاد شهید مطهری و روز معلم، تحلیل این معلم انقلاب از ریشه اتحاد و نسبت اتحاد ملی و اتحاد مذهبی تقدیم شما فرهیختگان می شود.

در زندگی فردی بشر عامل اوّلی اختلاف است, یعنی اصل این است که هیچ دو نفری با یکدیگر اتحاد نداشته باشند. به عبارت دیگر قطع نظر از نیروی خارجی که باید بر وجود انسان حکومت کند، اگر انسان باشد با همان نیروهای داخلی‌اش، اصل، اختلاف است، چرا؟ برای اینکه من به حکم غریزه و طبیعت خودم دنبال منافع شخص خودم و دفع مضرّات از شخص خودم هستم.

شما هم به حکم همان غریزه ذاتی خودتان، دنبال منافع خودتان و دفع زیانها از خودتان هستید. همین مطلب سبب می‌شود که میان من و شما در یک مواردی اصطکاک و تصادم پیدا بشود. یک منفعتی را من می‌خواهم ببرم، شما هم می‌خواهید ببرید. از همین جا تصادف و اختلاف به وجود می‌آید. این، اصل اوّلی است که عرض کردم.

ولی یک عواملی پیدا می‌شود که اینها اصل اول نیست، اصل دوم است. آن عوامل، افراد را با یکدیگر متحد می‌کند. مثلا ما چند نفر در عین اینکه منافعمان با یکدیگر اصطکاک دارد، چون فکر و اندیشه داریم، می‌بینیم یک منفعتی هست که من به تنهایی نمی‌توانم به دست بیاورم، شما هم به تنهایی نمی‌توانید به دست بیاورید، می‌گوییم بیاییم با همدیگر اشتراک مساعی کنیم تا همه‌مان منتفع بشویم؛ بعد هم منافع را میان خودمان تقسیم می‌کنیم.

این عامل سبب می‌شود که ما با یکدیگر متفق و متحد بشویم. یا یک دشمن مشترک پیدا می‌کنیم، با همدیگر متحد شده و یک جبهه تشکیل می‌دهیم که در مقابل او بتوانیم دفاع کنیم. ولی این‌گونه امور ما را متحد نمی‌کند، همکار می‌کند.

وقتی چند نفر سرمایه‌دار سرمایه‌هایشان را روی هم می‌گذارند تا یک معامله پرسودی انجام بدهند، اینها با یکدیگر همکاری می‌کنند، هماهنگی هم در میانشان پیدا می‌شود اما روحشان با یکدیگر آمیخته نیست، فقط همکاری است برای بردن سود بیشتر، و لهذا همان ساعتی که این سودِ بیشتر از میان برود همکاری بهم می‌خورد؛ همان ساعتی که می‌بینند بعضی از این افراد را می‌شود کنار زد تا خودشان سود بیشتری ببرند آنها را کنار می‌زنند.

ولی گاهی یک عواملی در انسان پیدا می‌شود که واقعاً انسانها را متفق و متحد می‌کند؛ نه فقط همکار می‌کند، هم‌روح و همدل می‌کند، و همدلی مافوق همکاری است، مافوق همزبانی است؛ یعنی طوری می‌شود که هر فردی درباره سرنوشت فرد دیگر آن اندازه می‌اندیشد که درباره سرنوشت خود می‌اندیشد، او را همان مقدار دوست دارد که خودش را دوست دارد و بلکه بیشتر، دیگری را بر خودش مقدّم‌ می‌دارد.

آیه کریمه قرآن می‌فرماید: وَ یؤْثِرونَ عَلی‌ انْفُسِهِم وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ(حشر/۹) یعنی دیگران را بر خودشان مقدّم می‌دارند هرچند خودشان در فقر و تنگدستی باشند. این یک مسئله‌ دیگری است. چطور می‌شود که افرادی واقعاً از نظر روحی متحد بشوند در حدی که هم‌روح بشوند نه فقط همکار برای جلب منافع یا دفع مضرّات؟

گاهی افرادی با یکدیگر همکاری می‌کنند ولی هم‌روح نیستند. هم‌روحی بستگی دارد به اینکه در روح افراد یک عاطفه‌ای پیدا بشود که به موجب آن عاطفه، افراد، خودشان را یکی ببینند، عضو یک پیکر ببینند. این است که گفتیم اصل اوّلی در زندگی بشر اختلاف است و اگر اتحادی پیدا بشود به معنی همکاری است نه اتحاد واقعی، آنهم در شرایط خاصی که منافع اقتضا کند. ولی گاهی عاطفه‌ای از خارج بر روح انسان حکومت می‌کند که افراد با یکدیگر متحد می‌شوند، واقعاً همروح می‌شوند.

این عاطفه گاهی عواطف به اصطلاح ملی است مثل هم‌وطنی، هم‌زبانی، هم‌نژادی که تا اندازه‌ای روحیه‌ها را با یکدیگر یکی می‌کند ولی نه خیلی زیاد. آن عاملی که واقعاً افراد را هم‌روح می‌کند ایمان الهی است. هرگز تاریخ جهان اتحادی را که در میان هم‌دینها و هم‌ایمانها بوده است در میان گروه‌های دیگر نشان نداده است که اصلًا خودشان را یکی ببینند.

منبع: استاد مطهری، آشنایی با قرآن، ج ۳، ص۱۶۸

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha